پايگاه اطلاع رساني آستان قدس رضوي - خطبه عقد و مهریه
 


با حضور بيش از دو ميليون زائر و مجاور:
مراسم احياي شب 21 رمضان درجوار حرم مطهر رضوي برگزار شد
اين مراسم با حضور آيت الله واعظ طبسي، حجت الاسلام و المسلمين ناطق نوري، محمود صلاحي استاندار خراسان رضوي، سيد احمد علوي قائم مقام توليت آستان قدس رضوي و ميليون ها زائر بارگاه منور رضوي برگزار شد.

گزارش تصویری از مراسم شب قدر در حرم مطهر رضوی

_________________________

سخنران روز شهادت حضرت علی(ع) در حرم مطهر رضوی؛
تمام لحظات زندگاني امیر المومنین(ع) درس‌هایی برای رسیدن به سعادت است


_________________________

آیت الله نوری همدانی:
با مطالعه نهج البلاغه به فرهنگ علوي پي مي بريم


_________________________

حجت الاسلام والمسلمين فرزانه:
نفاق، تبعيض وانحراف سه عامل شهادت اميرالمومنين علي(ع) بود


_________________________

براي نخستين بار توسط اداره علوم قرآن و حديث اجرا مي شود؛
طرح تفسير ساختاري هر روز با قرآن در نمايشگاه قرآن مشهد


_________________________

استاد حوزه علميه قم در مراسم احياي حرم رضوي:
بنده نا اميد از رحمت خدا، گمراه است


_________________________

سخنران حرم مطهر رضوي؛
روش امام علي(ع) در برخورد با دشمنان هدايت بود


_________________________


مشاور رئيس جمهور در امور روحانيت:
حرم مطهر رضوي كانون برگزاري مراسم بي نظير جهان اسلام در شبهاي قدر است


_________________________

در نشست موسسه خدمات مشاوره اي عنوان شد؛
تغيير در عرصه فرهنگي بايد در لايه هاي آن انجام شود


_________________________

در دارالرحمه حرم مطهر رضوي برگزار مي شود؛
برنامه هاي شب قدر ويژه زائران اردوزبان


_________________________

از ابتداي ماه مبارك رمضان انجام شد؛
توزيع بيش از 650 هزار برگه مسابقه بين زائرين رضوي


_________________________

در مسجد گوهرشاد حرم مطهر رضوي برگزار مي شود؛
اعتكاف بيش از 4 هزار نفر در روزهاي پاياني ماه مبارك رمضان


_________________________

طي شب هاي قدر انجام مي شود؛
پخش همزمان برنامه ها در 10 نقطه اماكن متبركه حرم مطهر رضوي


_________________________

طي يك ماه تابستان انجام شد؛
مراجعه بيش از 53 هزار زائر و مجاور به دارالشفا امام رضا(ع)


_________________________

در مراسم شب هاي قدردر حرم مطهر رضوي؛
بيش از سه هزار زائر عرب زبان قرآن به سر مي گيرند


_________________________

سخنران حرم مطهر رضوي؛
روش امام علي(ع) در برخورد با دشمنان هدايت بود


_________________________



به زبان عربي برگزار شد؛
نشست تخصصي «كوفه و نقش آن در امامت حضرت علي(ع) و امام حسن(ع)»


_________________________



توسط موسسه خدمات مشاوره ای آستان قدس رضوی برگزار می شود:
دوره‌های آموزشی مهارت های زندگی ویژه جوانان


_________________________




معاون اماكن متبركه و امور زائران آستان قدس رضوي:
پوشش تمام مساجد سطح شهر مشهد در طرح اکرام رضوی


_________________________


رئيس اداره فراشان بارگاه منور رضوي:
ختم 31 دور قرآن كريم در برنامه روزانه فراشان حرم مطهر رضوي


_________________________

در بخش صندلی‌های چرخ‌دار حرم مطهر رضوی:
بیش از 2500 نفر به ارائه خدمات مشغول هستند


_________________________

از سوی رئیس اداره فراشان بارگاه منور رضوی:
توزیع بیش از 900 بسته گل فوق ضریح به زائرین در هر روز


_________________________


استاندار خراسان رضوی درمراسم ضیافت اکرام رضوی؛
ضیافت رضوی بی نظیر ترین سفره اطعام در جهان اسلام است


_________________________

قائم مقام تولیت آستان قدس رضوی
11500 مجاور هر روز ميهمان طرح اكرام رضوي هستند


_________________________


طي سال گذشته انجام شد؛
زدن بیش از یک میلیارد گره فرش در حرم مطهر رضوی


_________________________

طي سه ماه نخست سال جاري انجام شد؛
ارائه خدمات به 56 هزار زائر غيرايراني حرم رضوي


_________________________

از ابتداي امسال انجام شد؛
بازديد رايگان 7 هزار زائر غيرايراني از موزه‌هاي حرم رضوي


_________________________




      خطبه عقد و مهریه


خطبه عقد و مهریه
مشهور آن است كه خواستگارى و خطبه عقد بوسیله ابوطالب ‏عموى رسول خدا(صلى الله علیه و آله)انجام گردید و پذیرش وقبول آن نیز از سوى عمرو بن اسد-عموى خدیجه-صورت گرفت.
و در برابر این گفتار مشهور،اقوال دیگرى نیز وجود دارد...
مانند اینكه خطبه عقد بوسیله حمزة بن عبد المطلب یا دیگرى‏از عموهاى آنحضرت انجام شد...
و یا اینكه پدر خدیجه-خویلد بن اسد-و یا پسر عموى‏خدیجه ورقة بن نوفل از طرف خدیجه قبول كرده و آن بانوى‏محترمه را به عقد رسول خدا درآورد...
و بلكه در پاره‏اى از روایات گفتار نابجاى دیگرى نیز نقل‏شده كه خدیجه به پدر خود خویلد شرابى داده و او را مست كرد.
و او در حال مستى این ازدواج را پذیرفت چون به حال عادى‏بازگشت و از جریان مطلع گردید بناى مخالفت‏با این ازدواج راگذارده و بالاخره با وساطت و پا در میانى برخى از نزدیكان به‏ازدواج مزبور تن داده و آنرا پذیرفت... كه پاسخ آن را چند تن از راویان و اهل تاریخ عهده‏دار شده‏كه ما متن گفتار ابن سعد را در طبقات براى شما انتخاب كرده ونقل مى‏كنیم كه پس از ذكر چند روایت‏بدین مضمون‏مى‏گوید:
«و قال محمد بن عمر:فهذا كله عندنا غلط و وهم،و الثبت‏عندنا المحفوظ عن اهل العلم ان اباها خویلد بن اسدمات قبل الفجار،و ان عمها عمرو بن اسد زوجها رسول‏الله-صلى الله علیه و آله-» (1) .
یعنى:محمد بن عمر گفته است كه تمامى این روایات درنزد ما ناصحیح و موهوم است و صحیح و ثابت نزد ما ودانشمندان آن است كه پدر خدیجه یعنى خویلد بن اسد پیش ازجنگ فجار از دنیا رفته بود و عمویش عمرو بن اسد او را به‏ازدواج رسول خدا(ص)درآورد...
و نظیر همین عبارت از واقدى نقل شده (2) و هم چنین اقوال غیر مشهور دیگر را نیز پاسخ داده و نیازى‏بذكر آنها نیست...(3)
و نیز در پاره‏اى از روایاتى كه در مورد این ازدواج فرخنده‏رسیده ظاهرا یك اشتباه دیگرى نیز رخ داده كه بجاى عموى‏خدیجه-یعنى عمرو بن اسد-ورقة بن نوفل بن اسد(بعنوان عموى‏خدیجه)آمده كه این مطلب گذشته از آنكه در اصل،خلاف‏مشهور است از نظر نسبى هم اشتباه است.
زیرا ورقة بن نوفل پسر عموى خدیجه است،نه عموى‏خدیجه...
و بعید نیست كه اینكار از تصرفات ناقلان حدیث‏بوده كه‏چون نام عموى خدیجه در حدیث آمده بوده و ورقة بن نوفل هم‏شهرتى افسانه‏اى داشته،آن عنوان را با این نام منطبق دانسته و به‏اینصورت درآورده‏اند.
خطبه عقد
مرحوم صدوق در كتاب من لا یحضره الفقیه و شیخ كلینى دركتاب شریف كافى با مقدارى اختلاف خطبه عقدى را كه‏بوسیله ابو طالب ایراد شده نقل كرده‏اند كه متن آن طبق روایت‏شیخ صدوق(ره)اینگونه است:
«الحمد لله الذى جعلنا من زرع ابراهیم و ذریة اسماعیل،و جعل لنا بیتا محجوجا و حرما آمنا یجبى الیه ثمرات كل شى‏ء، و جعلنا الحكام على الناس فى بلدنا الذى نحن‏فیه،ثم ان ابن اخى محمد بن عبد الله بن عبد المطلب‏لا یوزن برجل من قریش الا رجح،و لا یقاس باحد منهم‏الا عظم عنه،و ان كان فى المال قل،فان المال رزق حائل‏و ظل زائل،و له فى خدیجه رغبة و لها فیه رغبة،و الصداق‏ما سالتم عاجله و آجله،و له خطر عظیم و شان رفیع و لسان‏شافع جسیم‏». (4)
یعنى:سپاس خدایرا كه ما را از كشت و محصول ابراهیم وذریه اسماعیل قرار داد،و براى ما خانه مقدسى را كه مقصودحاجیان است و حرم امنى است كه میوه هر چیز بسوى آن گردآید بنا فرمود،و ما را در شهرى كه هستیم حاكمان بر مردم قرارداد.
سپس برادر زاده‏ام محمد بن عبد الله بن عبد المطلب مردى‏است كه با هیچ یك از مردان قریش هم وزن نشود جز آنكه از اوبرتر است،و به هیچیك از آنها مقایسه نشود جز آنكه بر او افزون‏است،و او اگر چه از نظر مالى كم مال است ولى مال پیوسته درحال دگرگونى و بى‏ثباتى و همچون سایه‏اى رفتنى است،و اونسبت‏به خدیجه راغب و خدیجه نیز به او مایل است،و مهریه او را نیز هرچه نقدى و غیر نقدى بخواهید آماده است،و محمد راداستانى بزرگ و شانى والا و شهرتى عظیم خواهد بود. و در كتاب شریف كافى اینگونه است كه پس از این خطبه‏عموى خدیجه خواست‏بعنوان پاسخ ابوطالب سخن بگوید ولى به‏لكنت زبان دچار شد و نتوانست،از این رو خدیجه خود به سخن‏آمده گفت:
عموجان: اگر چه شما بعنوان گواه اختیاردار من هستى‏ولى در اختیار انتخاب من خود شایسته‏تر از دیگران‏هستم،و اینك اى محمد من خود را به همسرى تو درمى‏آورم و مهریه نیز هر چه باشد بعهده خودم و در مال‏خودم خواهد بود،اكنون به عموى خود(ابوطالب) دستور ده تا شترى نحر كرده و ولیمه‏اى ترتیب دهد وبنزد همسر خود آى!
ابوطالب فرمود:گواه باشید كه خدیجه محمد(ص)رابهمسرى خویش پذیرفت و مهریه را نیز در مال خودضمانت كرد!
برخى از قریشیان با تعجب گفت:شگفتا!كه زنان‏مهریه مردان را بعهده گیرند؟!
ابوطالب سخت‏بخشم آمده روى پاى خود ایستاد وگفت: آرى اگر مردى همانند برادر زاده من باشد زنان باگرانبهاترین مهریه خود خواهانشان مى‏شوند و اگرهمانند شما باشند جز با مهریه گرانبها حاضر به ازدواج‏نمى‏شوند!
و در روایت‏خرائج راوندى است كه چون خطبه عقدبپایان رسید و-محمد صلى الله علیه و آله-برخاست تابهمراه عمویش ابوطالب بخانه برود خدیجه به‏آنحضرت عرض كرد: «...الى بیتك فبیتى بیتك و انا جاریتك‏». (5)
یعنى: بسوى خانه خود بیا كه خانه من خانه تو است ومن هم كنیز توام!
و از كتاب المنتقى كازرونى نقل شده كه چون مراسم عقدبپایان رسید خدیجه به كنیزكان خود دستور داد الت‏شادى‏بخود گرفته و دفها را بزنند و سپس به رسول خدا عرض كرد:
«...یا محمد مر عمك ابا طالب ینحر بكرة من بكراتك‏و اطعم الناس على الباب و هلم فقل (6) مع اهلك،فاطعم الناس و دخل رسول الله(ص)فقال مع اهله خدیجه‏». (7) یعنى اى محمد به عمویت ابوطالب دستور ده شتر جوانى ازشترانت را نحر كند و مردم را بر در خانه اطعام كن و بیا در كنارخاندانت چاشت را به استراحت‏بگذران،و ابوطالب اینكار راكرد و رسول خدا(ص)بنزد خدیجه آمده و در كنار او به‏استراحت روزانه پرداخت.
و این دو حدیث دلالت‏بر كمال علاقه و عشق خدیجه نسبت‏به رسول خدا(ص)دارد چنانچه تا پایان عمر این عشق را نسبت‏به آنحضرت حفظ كرده بود.صلوات الله علیها.
مهریه چقدر بود و چه كسى پرداخت؟
در اینكه مهریه چقدر بود و پرداخت آن را چه كسى به عهده‏گرفت اختلافى در روایات دیده مى‏شود،كه از آنجمله روایت‏بالا است كه در آن بدون ذكر مقدار آمده است كه پرداخت آن راخدیجه بعهده گرفت.
و از كشف الغمه از ابن حماد و نیز از ابن عباس نقل شده كه رسول خدا(ص)خدیجه را با مهریه دوازده وقیه طلا به ازدواج‏خویش درآورد و مهریه زنان دیگر آنحضرت نیز همین مقداربود. (8)
و در اعلام الورى طبرسى دوازده وقیه و نیم ذكر شده چنانچه‏از دانشمندان اهل سنت نیز مؤلف سیرة الحلبیه همین قول را نقل‏كرده و سپس گفته است كه هر وقیه چهل درهم است كه درنتیجه مجموع مهریه پانصد درهم شرعى بوده.
و تفاوت دیگرى كه در نقل سیره حلبیه دیده مى‏شود آن‏است كه گوید:پرداخت مهریه مزبور را ابوطالب بعهده‏گرفت. (9)
و قول دیگرى كه در سیره حلبیه و سیره ابن هشام و برخى ازتواریخ دیگر آمده آن است كه گفته‏اند:
«و اصدقها رسول الله-صلى الله علیه و آله-عشرین بكرة‏». (10) .
یعنى رسول خدا(ص)به خدیجه بیست‏شتر ماده جوان مهریه‏داد و در نقل دیگرى نیز آمده كه ورقة بن نوفل خدیجه را با مهریه‏چهارصد دینار به عقد رسول خدا-صلى الله علیه و آله-درآورد (11) و از كامل مبرد نقل شده كه بیست‏شتر را ابوطالب بعهده‏گرفت و دوازده وقیه و نیم طلا را خود رسول خدا پرداخت كه‏مهریه مجموع آنها بود. (12)
نگارنده گوید:روایاتى كه در باب‏«مهر السنه‏»آمده همان‏روایت پانصد درهم را تایید مى‏كنند،چنانچه در چند دیث‏بااندك اختلافى آمده كه امام باقر و امام صادق علیهما السلام‏فرمودند:
«ما زوج رسول الله-صلى الله علیه و آله-شیئا من بناته و لا تزوج‏شیئا من نسائه على اكثر من اثنى عشر اوقیة و نش یعنى نصف‏اوقیه‏». (13)
یعنى تزویج نكرد رسول خدا(ص)هیچیك از دختران خود ونه هیچیك از زنانش را به بیش از دوازده وقیه و نیم.
و طبرسى(ره)در اعلام الورى گوید:«...و مهرها اثنتا عشرة اوقیه‏و نش و كذلك مهر سایر نسائه‏». (14)
و در روایت امام صادق علیه السلام اینگونه است كه فرمود:
«ما تزوج رسول الله-صلى الله علیه و آله-شیئا من نسائه و لا زوج شیئا من بناته على اكثر من اثنى عشر اوقیه و نش،و الاوقیه‏اربعون درهما،و النش عشرون درهما». (15)
و در داستان ازدواج حضرت جواد الائمة علیه السلام با دخترمامون عباسى نیز آمده كه فرمود:
«...و بذلت لها من الصداق ما بذله رسول الله-صلى الله علیه‏و آله-لازواجه و هو اثنتا عشرة اوقیه و نش-و على تمام‏الخمسمائة...». (16) سیعنى من صداق او را همان قرار دادم كه رسول خدا(ص)به‏زنانش بذل فرمود و آن دوازده وقیه و نیم بود كه تمامى پانصددرهم بر ذمه من است...

پيامبر تا خديجه زنده بود زن ديگرى اختيار نكرد
اين مطلب از نظر تاريخ مسلم است كه تا خديجه زنده بودرسول خدا زن ديگرى نگرفت و خديجه بنا بر قول مشهور و صحيح ‏سال دهم بعثت‏ يعنى بيست و پنج‏سال پس از اين ازدواج‏فرخنده و ميمون از دنيا رفت،و زنهاى متعدد و زياد ديگرى را كه‏رسول خدا(ص)به ازدواج و همسرى خويش درآورد همگى پس‏از وفات خديجه بود،و در جاى خود-در بحث تعدد زوجات‏رسول خدا(ص)-انشاء الله تعالى خواهيم گفت كه اين داستان‏بهترين دليل و شاهد بر اين مطلب است كه انگيزه ازدواج‏هاى‏مكرر رسول خدا پس از وفات خديجه انگيزه‏هاى سياسى واجتماعى بوده كه آن بزرگوار مى‏خواسته بدين وسيله پيوندهاى‏محكم و بيشترى با افراد سرشناس و قبائل معروف عرب پيداكرده و از اين طريق براى پيشرفت اسلام و مكتب مقدس خوداستفاده و بهره بيشترى ببرد بشرحى كه بخواست‏خداى تعالى‏پس از اين خواهيم گفت.
و گرنه معقول نيست كسى مانند رسول خدا(ص)كه از هر گونه امكانات مادى بهره‏مند بوده و همه جاذبه‏هائى را كه‏معمولا مورد توجه زنان مى‏باشد همچون فصاحت زبان و زيبائى‏خارق العاده صورت و شهرت فاميلى و شخصيت ذاتى،و در يك‏جمله آنچه خوبان همه داشتند همه را دارا باشد ولى تا سن پنجاه‏سالگى با يك زن بيوه دو شوهر كرده بچه‏دارى كه از نظر سن نيزپانزده سال يا چيزى كمتر از او بزرگتر است‏سازگارى كند،وهيچ به فكر ازدواج مجددى نيفتد،و پس از وفات او آنهمه زن‏بگيرد...و باز هم مانند دشمنان مغرض و مخالف اسلام بگوئيم‏هدف آنحضرت در آن ازدواجها استفاده‏هاى مالى و ياكاميابيهاى جنسى بوده و بناچار بايد اين حقيقت را بپذيريم كه‏هدف،همان هدف مقدس ترويج اسلام با استفاده از يك وسيله‏طبيعى و اجتماعى بوده كه روى بافت اجتماع آن روز بهترين وسيله‏بوده است.
فرزندان رسول خدا(ص)از خديجه
رسول خدا(ص)به جز ابراهيم كه از«ماريه قبطيه‏»كنيزمصرى آنحضرت متولد شد همان كنيزى كه مقوقس(حاكم‏مصر) براى آن حضرت فرستاد،فرزندان ديگر آن بزرگوار همگى ازبانوى بزرگوارش خديجه-سلام الله عليها-بود كه خداى تعالى به آنحضرت عنايت فرمود،كه البته در عدد آنها و بلكه در نام آنهانيز اختلاف است،و مشهور آن است كه آنها شش تن بودند، يعنى دو پسر و چهار دختر،و دانشمند فقيد مرحوم دكتر آيتى درتاريخ پيامبر اسلام نام آنها و ترتيب ولادت و وفات آنها را بدين‏گونه ذكر كرده كه ذيلا مى‏خوانيد:
1-قاسم كه نخستين فرزند رسول خدا است،و پيش ازبعثت در مكه تولد يافت،و رسول خدا به نام وى‏«ابو القاسم‏»كنيه گرفت،و نيز نخستين فرزندى است كه از رسول خدا درمكه وفات يافت و در آن موقع دو ساله بود.
2-زينب دختر بزرگ رسول خدا كه بعد از قاسم در سى‏سالگى رسول خدا تولد يافت،و پيش از اسلام به ازدواج پسرخاله خود«ابو العاص بن ربيع‏»درآمد و پس از جنگ بدر به‏مدينه هجرت كرد و در سال هشتم هجرت در مدينه وفات يافت.
3-رقيه كه پيش از اسلام و بعد از زينب،در مكه تولد يافت‏و پيش از اسلام به عقد«عتبة بن ابى لهب‏»درآمد و پس از نزول‏سوره‏«تبت‏يدا ابى لهب‏»و پيش از عروسى به دستور ابو لهب وهمسرش‏«ام جميل‏»از وى جدا گشت.و سپس به عقد«عثمان‏بن عفان‏»درآمد و در هجرت اول مسلمين به حبشه با وى هجرت‏كرد و آنگاه به مكه بازگشت و به مدينه هجرت كرد و در سال‏دوم هجرت سه روز بعد از بدر،همان روزى كه مژده فتح بدر به مدينه رسيد،وفات يافت.
4-ام كلثوم كه نيز در مكه تولد يافت و پيش از اسلام به عقد«عتيبة بن ابى لهب‏»درآمد و مانند خواهرش پيش از عروسى از«عتيبه‏»جدا شد،و در سال سوم هجرت به ازدواج‏«عثمان بن‏عفان‏»درآمد،و در سال نهم هجرت وفات كرد.
5-فاطمه عليها السلام كه ظاهرا در حدود پنج‏سال پيش ازبعثت رسول خدا در مكه تولد يافت (17) و در مدينه به ازدواج‏«امير المؤمنين‏»على عليه السلام درآمد،و پس از وفات رسول‏خدا به فاصله‏اى در حدود چهل روز تا هشت ماه وفات يافت ونسل رسول خدا تنها از وى باقى ماند و يازده امام معصوم از دامن‏مطهر وى پديد آمدند.
6-عبد الله كه پس از بعثت رسول خدا در مكه متولد شد و«طيب‏»و«طاهر»لقب يافت.و در همان مكه وفات كرد وپس از وفات او«عاص بن وائل سهمى‏»رسول خدا را«ابتر»خواند و سوره كوثر در پاسخ وى نازل گرديد. (18)
و البته همانگونه كه گفته شد آنچه ايشان انتخاب كرده و نوشته‏اند بر طبق قول مشهور است،ولى اقوال ديگرى هم دراينباره هست كه در سيره ابن هشام و كتاب المنتقى في مولدالمصطفى (19) و كتابهاى ديگر نقل شده.

پى‏نوشتها
1-الطبقات الكبرى ج 1 ص 133.
2-بحار الانوار ج 16 ص 19.و تاریخ طبرى ج 2 ص 36.
3-براى اطلاع بیشتر مى‏توانید به كتاب الصحیح من السیره ج 1 ص 113 به بعد نیزمراجعه كنید.
4-فروع كافى ج 2 ص 19 و 20 و من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 397.
5-خرائج راوندى ص 187.
6-لفظ‏«قل‏»در اینجا از قیلوله بمعناى استراحت در چاشت گرفته شده،و برخى‏كه شاید معناى آن را نفهمیده‏اند«لام‏»را تبدیل به‏«میم‏»كرده و«فقم‏»ضبط كرده‏اند،و خصوصیت وقت چاشت ظاهرا بدانجهت‏بوده كه در شهر مكه غالباهوا گرم و عموما ساعت چاشت را تا نزدیك غروب در خانه‏ها به استراحت‏مى‏گذرانده‏اند و آنگاه براى حوائج‏خود از خانه خارج مى‏شده‏اند.
7-بحار الانوار،ج 16 ص 10 و 12 و 19.
8-بحار الانوار-ج 16 ص 10 و 12 و 19
9-سیره حلبیه ج 1 ص 165.
10-سیره حلبیه ج 1 ص 165 و سیره ابن هشام ج 1 ص 190 و سیره المصطفى ص 60و سیره النبى ج 1 ص 206.
11-بحار الانوار ج 16 ص 19.
12-منتقى النقول ص 139 گ.
13-اعلام الورى ص 147.یعنى مهر خدیجه دوازده وقیه و نیم بود چنانچه مهریه زنان‏دیگر آنحضرت نیز همین مقدار بود.
14-بحار الانوار ج 103 ص 347 به بعد.
15-معانى الاخبار ص 214.فروع كافى ج 2 ص 20.
16-من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 398.
17-البته نظر دانشمندان و محدثين شيعه عموما آنست كه ولادت آنحضرت پنج‏سال‏بعد از بعثت‏بوده،و شايد بهمين جهت نيز ايشان بعنوان ظاهر اين قول راذكر كرده‏اند.
18-تاريخ پيامبر اسلام صفحه 69-71.
19-سيره ابن هشام ج 1 ص 190 بحار الانوار ج 22 ص 166.
كتاب: درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام اسلام جلد 2 صفحه52
منبع: پایگاه شهید آوینی




پرينت | ارسال | تعداد كليك 1114|
شنبه 24 اسفند 1387
     
     
 
     
|- وقف

ليست اخبار

گزارش تصويري

   سياسي   

   فرهنگي   

   اقتصادي   

    اجتماعي   

آموزش‌وپژوهش

هنروادبيات